an unspeakable Betrayal

این روزها تصادفات جاده ای زیاده ، هواپیما زیاد سقوط می کنه ، آدمها با بیماریهای عجیب و غریب می میرند و ما هم مثلا خودمان را زده ایم به آن راه و حالیمان نمی شود (یک چیز مثل دیوانگی خودآگاه )!!!
دارم به یک سفر اضطراری میرم شاید سقوط کردم ته دره به هر حال " من یک ماجراجو هستم ،اما نه از آنهایی که برای اثبات شجاعتشان زندگی را به بازی می گیرند ، من دنبال مرگ نمی گردم ، اما احتمال رویارویی با آن وجود دارد ، پس شاید این خداحافظی من باشد ، از این فرمانده کوچک یادی بکنید ."

اول به سراغ چه کسانی رفتند ؟

اول به سراغ یهودی ها رفتند .
من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند
من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید
کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.