بار دیگر شهری که هرگز دوستش نداشته ام

۱.وقتی وارد می شی ... وقتی تو دل تاریکی می ری ٬ دیگه به فکر برگشت نیستی ٬ فقط می خوای بری جلو ...جلوتر ٬ تا ته اش ٬ حاضری تمام اون پیچ و خم ها را تحمل کنی که فقط بری .. که فقط رفته باشی ..که فقط یک روز متفاوت داشته باشی . اینجا غار است .
غار مغان ...زیبا ...فوق العاده !
 این عکس از دیواره داخلی غار مغان است . این غار در ۳۵ کیلومتری مشهد واقع در روستایی به همین نام می باشد .
۲." در طول تاریخ همه حکومتهای خودکامه همواره دو خطای مشترک را مرتکب می شوند که باعث فروپاشی شان می شود . اشتباه اول آنها این است که ناگهان تصمیم می گیرند به مردمشان تاحدودی آزادی بدهند٬ و اشتباه دومشان این است که مدتی بعد پشیمان می شوند و تصمیم می گیرند آن آزادی های داده شده را پس بگیرند !"**
۳.تا 16 آذر چیزی نمانده ٬ شمارش معکوس شروع می شود .

رفته اند و ماچه سگ را کشته اند توله ها اما هنوز هستند


جایی برای رفتن نداشت .
امیدی به آینده نداشت.
هیچ احساس ژرفی نداشت.
تنها حس،امید مبهمی بود ، که شاید دریا را ببیند!


-----------------------------------------------------------------------------------------------------
* عنوان از کتاب دشت مشوش/خوان رولفو
*دریای مازندران آذرماه 1387