مهم تر از هر چیزی که در دنیا وجود دارد

1.خانم X مستاصل است .خانم X اعصابش خورد است ، داد می کشد .آقای X می گوید: خانم چه کار به این بچه داری ؟ اینقدر سر به سرش نذار برو تو اتاقت!
این بچه 30 سالش هست.این بچه وقتی معتاد شد 20 سالش بود. این بچه وقتی معتاد شد که خانم X خانواده های معتاد را شناسایی می کرد و به انها رسیدگی می کرد!
خانم X روی تختش دراز کشیده از این شانه به آن شانه می شود .
خانم X توی تاریکی نشسته و فکر می کند!
آقای X کارشناس بهداشت و محیط است !
خانم X مددکار اجتماعی است!

ما هیچ ما نگاه


ما به این بازیها عادت کردیم ...اینجا ایران است و با هر ترفندی که بتوانند ما رو به سخره می گیرند ... اینم یه بازی دیگه بود با مدادهای رنگ وارنگ ... با اسباب بازیهای جدید ... دارم خفه میشم از این همه کثافت کاری.. پست پایینو نگاه کنید وقتی گذاشتمش چقدر خوشحال بودم  ...
هیچ حرفی باقی نمی ماند ، همه چی از قبل مشخص بود ...حیف اون همه توهینایی که تو این چند روزه بهمون شد.. گفتیم جبران میشه اشکالی نداره ...نشد !
رسما به هیکلمان...
فکر کردند ما بر می گردیم به همون لابیرنت پیچ در پیچ خودمان نه ، این دفعه ساکت نمی نشینیم !
و هنوزم می گم :
فریبت می دهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست!